دوستان خوب
اول از همه کمی معرفی خودم: (البته در حد امکان)
اسم من حامد است. 30 سال دارم و ساکن یکی از شهرهای مرکزی – شرقی ایرانم. چند سالی می شود که به گرایش جنسی ام پی بردم. شرایط بسیار سختی را پشت سر گذاشتم که فکر کنم فقط مربوط به من نبوده است و همه شما آن را چشیده اید. کارمند یکی از بانک ها هستم و از صبح تا عصر مشغول سر و کله زدن با آمار و اعداد. شاید به خاطر اینکه با آمار و اعداد خو گرفته ام و همیشه بعد از یک جمع، تفریق، ضرب و یا تقسیم همیشه یک علامت مساوی دیده ام و عدد بعد از آن مبنی کار قرار داده شده، نتیجه گیری و به جواب رسیدن برای من مهمترین قسمت هر مسئله ای است. همه ما در دوران تحصیل خود شنیده ایم که از ریاضیات می توان درس زندگی گرفت و این مثال من یکی از همان درس هاست.
مدتی است متاسفانه و یا خوشبختانه شاهد اتفاقات و حرف هایی هستیم. جامعه جنسی تحت فشار ما مشکلات بسیار زیادی داشته و دارد و این مسائل تنها باری است اضافه بر دوش و دردی اضافه در دل ما. مایلم به سهم خودم سر و سامانی به این حرف ها بدهم. نمی خوهم بی دلیل و تنها از روی احساسات طرفداری/محکوم کنم چون نه قاضی هستم نه عالم و نه مدعی.
وبلاگ های آرشین تیموریان و شاهرخ رئیسی و تمامی کامنت های آنها را خواندم و تصمیم گرفتم به جای اینکه فقط بنویسیم چه شد، چه گفت، چه کرد، چه بود، چه می گوید و … از “چه کنیم” بهره ببریم و بنویسیم، بیاندیشیم و عمل کنیم. چون نه زمان نوشتن و حرافی کردن داریم و نه حوصله خواندن آن را. پس کوتاه، مختصر و مفید.
نظرات شما دوستان بسیار مهم است چون ما همگی با هم می خواهیم این قائله را ختم دهیم اما به نفع خودمان، نه به نفع سازمان و یا شخص آرشام، شاهرخ، آرشین و … اولویت را بر خواسته های خودمان می گذاریم که یک جامعه ی بزرگتریم و نظرات گوناگون و راهکارهای مختلف داریم. (یاد آوری ضرب المثل دو سر بهتر از یک سر کار می کند)
بر خلاف وبلاگ شاهرخ که مطالب تایید و یا حذف می شود و همچنین وبلاگ آرشین که همگی کامنت ها باید دارای آدرس ایمیل باشند وگرنه حذف می شوند در این وبلاگ آزادی بیشتری وجود دارد. نه لزوما باید ایمیل خود را وارد کنید نه اینکه کامنت ها حذف می شود. دلیل این تصمیم من بسیار روشن است. شاید فردی مایل باشد که نظر خود را اعلام کند اما نه با اسم اصلی و یا حتی مستعار خود. شاید شرکت در این کار را لازم بداند اما مایل نباشد دیگران نظر او را بدانند. دقیقا همانند رای گیری که شاید شما مایل نباشید اطرافیانتان از رای ، نظر و دیدگاه شما مطلع شوند.
تنها برای رعایت چارچوب بحث و جلوگیری از توهین و افترا به افراد شرکت کننده خواهش می کنم در مقابل توهین و بی احترامی ها سکوت کنید تا شخص به زشتی کار خود پی ببرد چنانچه پاسخ دهید او نیز ادامه خواهد داد. (فکر کنم این حداقل کاری است که می توان کرد)
سوال مهم و جالب اینجاست که چرا من سایت ورد پرس را انتخاب کردم؟
اول وبلاگ را در بلاگفا ایجاد کردم و زمانی که این متن را نوشتم به این فکر افتادم که شاید یک فرد با اسامی مستعار متفاوت و یا حتی آدرس های ایمیل متفاوت اقدام به کامنت گذاری کند و تلاش در غالب کردن نظر خود داشته باشد. برای رفع این مشکل آدرس را به ورد پرس انتقال دادم چون می توان در این سایت به راحتی فهمید که نویسنده های کامنت اشخاص متفاوتی هستند و یا خیر. در این حالت عمده ی مشکلات حل خواهد شد و هر کس یک نظر خواهد داشت نه بیشتر.
لطفا من را از نظرات خود محروم نکنید و بیایید دست در دست هم دهیم و جامعه خود را سالم کنیم.
آدرس این وبلاگ را سعی میکنم در وبلاگ های دوستان و آشنایان بگذارم (شما نیز کمک کنید) و تا چندین روز فقط منتظر دریافت نظرات دوستان در ارتباط با این پیشنهاد/روش می باشیم و بعد از آن همه با هم شروع می کنیم.
به امید آزادی
حامد
فوریه 21, 2007 در t 8:36 ب.ظ
سلام
از این که در پی پیدا کردن راهکاری هستی برای رهایی بسیار خوشحالم ! اما من در مورد شاهرخ و آرشام نظر نخواهم داد ! زیرا آن دو را دیگر از خودمان نمیدانم ! آنها از جامعه ما و از دردهای ما فاصله گرفته اند !
همین !
بدرود !
فوریه 21, 2007 در t 9:06 ب.ظ
salam ,khosh omadi. omidvaram dar karet mofag bashi .be onvane gadam avl fagat mikham begam man hamvare az arsham defa mikonam haminke be onvane sokahngo ma dar jalast hozor pida mikone va baese alani shodan ma mishe kam kari nist. chnad nafar az ma hazere beshe raese in jame raese jamee ke motasefane aksare iraniha be tamaskhor migan shode raese koniha ya khanom raes shode . hala bebinid in doste aziz che jesarti dashte va che tahamoli ke pa be in arse gozashte ke shiran dar in bishe darmande shodeand va anga balo part rikhte.jaeke hata mokhalefin siasi nbezam hata bara khod namae ham hazer nistam 1 defa kochik az hamjensgaraha konand .dorod bar arsham parsi dabir kol sazeman hamjensgaraiane irani
فوریه 21, 2007 در t 10:37 ب.ظ
هرکی به فکر خویشه
کوسه به فکر ریشه
شما اگه میخوای مبارزه کنی، چرا اینقدر ایرانی بازی در میاری و میپیچی به پرو پای مبارزان دیگه. حالا به هر دلیلی که دارن، ولی اونها هم دارن مبارزه میکنن و تو این راه پیشکسوتن. احترامشون واجبه. این جماعت ایرانی تا ابد ایرانی میمونن و به زیراب زنی و …. عادت کردن. شما از این قماش نباش…..
فوریه 22, 2007 در t 1:03 ق.ظ
واقعاً بی انصافی هست که مبارزان سمپوزوسیون رو از خودمون ندونیم…..
حال اگر بین خودشون اختلافی هست ،ولی من مطمئنم که هنوزهم آرشام و آرشین و حتی شاهرخ افرادی هستند و خواهند بود که در راه کمک به دگرباشان تلاش میکنند و هیچ کم و کسری هم نخواهند گذاشت!
فوریه 22, 2007 در t 1:38 ق.ظ
با سلام خدمت شما دوست گرامی
این کاری را که در پیش گرفتی بسیار کار جالب توجه و خوبی است اما باید خیلی از مسائل را رعایت کرد
از بعضی از دوستان که احساساتی برخورد میکنند هم خواهش میکنم موضوع را عقلا برسی کنیم نه احساساتی / هیچکس نمی تواند زحمات این افراد را نادیده بگیرد اما باید برای بهتر شدن امور همه دگرباشان جنسی ایرانی در باره این سازمان ابراز نظر کنند چون این سازمان با و جود همه ما هویت پیدا میکند نه تنها با اسم بعضی از اشخاص پس بهتر است همه بنوانند در بهبود وضعیت نه آشفتگی بیشتر این موضوع اقدام کنند
امیدوارم به زودی شاهد این امر باشیم
فوریه 22, 2007 در t 1:39 ق.ظ
سلام حامد جان
از دیدن این وبلاگ خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که موفق باشید. نه ببخشید موفق باشیم.
من حاضرم هر کمکی از دستم بر بیاد انجام بدم.
درست گفتی مساله بر سر آرشام و یا اشسخاص دیگه نیست مسئله، مسئله ی همه ی ماست. من حرف دوست عزیزمون به نام تنها رو قبول ندارم. چون کی گفته اونها فاصله گرفتند؟ اتفاقا بعضی ها خیلی هم وسط میدانند.
امیدوارم همینطور بی طرفانه و خوب پیش بریم.
فوریه 22, 2007 در t 2:08 ق.ظ
تنها جان
لطفا سریع قضاوت نکن، با هم جلو خواهیم رفت تا ببینیم چه خبر شده.
.قتی با هم باشیم همه چیز معلوم خواهد شد
فوریه 22, 2007 در t 2:09 ق.ظ
امید جان
شما هم سریع قضاوت نکن تا شواهد و مدارک را بررسی کنیم و به همفکری برسیم.
اصلا مهم نیست که چه کسی طرفدار چه کسی است. مهم این است که در حمایت و یا مجکوم کردنمان جانب عدالت و واقع بینی را بگیریم.
فوریه 22, 2007 در t 2:10 ق.ظ
پرهام جان
من متوجه نشدم به من بودی و یا به شخص دیگری
اما اگر منظور شما من بودم باید بگویم که من هیچ کس را زیر سوال نمی برم و فقط تلاش می کنیم که به راهکاری خوب برسیم.
فوریه 22, 2007 در t 2:11 ق.ظ
جستجوگر عشق عزیز
من باید متذکر شوم که علاوه بر کسانی که نام بردی من و شما و بقیه هم هستیم. همه ما به قول شما جرو اپوزوسیونیم نه یک عده خاص.
فوریه 22, 2007 در t 2:12 ق.ظ
آدم برفی عزیز
حرف شما را قبول دارم و ممنون
فوریه 22, 2007 در t 2:13 ق.ظ
رضا جان
درست می گویی ما همه با هم هستیم و باید نشان دهیم که در سرنوشت آینده خودمان سهیم هستیم. اگر حمایت های ما نبود هیچ کس به این روز نمی رسید و هیچوقت جنبشی تشکیل نمی شد. جنبش یک نفره که نیست.
فوریه 22, 2007 در t 4:44 ق.ظ
من نمی دونم که شما چه چیزی در ذهن دارید و به اصطلاح کدوم طرفی هستید اما با این شروع می تونم حدس بزنم که عادلانه حرف می زنید.
امیدوارم که همه با هم موفق بشیم.
فوریه 22, 2007 در t 5:34 ق.ظ
می بینیم که آقای شاهرخ از وبلاگ شما ترسی در دلشان افتاده . سوال مهم این است که چرا اینگونه آشفته شده اند؟ من همیشه در عکس العمل های انسانها بسیار دقت می کنم. فکر می کنم حامد جان تا به حال تاثیر خیلی خوبی داشته ای. آمار وبلاگ از صبح تا به حال 114 نفر شده.
فوریه 22, 2007 در t 5:49 ق.ظ
تا جایی که ما شنیدیم آرشام همان آرشین تیموریان هم بوده. آرین و ترانه و مهرناز هم بوده.
حامد هم شده. از کجا معلوم پیام شیرازی هم آرشام نبوده؟
اصلا من از منبع نه نسبتا موثق بلکه کاملا موثقی شنیدم که آرشام همان شاهرخ است که این سر و صدا را ترتیب داده که معروف شود.
قرار هم شده که آرشام یک سفری به ایران داشته باشد تا دستگیر شده و خبرگزاری ها او را بیش از پیش معروف کنند.
واقعا که شاهرخ. دیگه کار شما به جایی رسیده که هر چیزی به فکرت می آید را منتشر م یکنی. پسر جان الان نصف شب و یا نزدیکی های صبح شما در آلمان است. کمی بخواب شاید فکر بهتری به ذهنت رسید.
فوریه 22, 2007 در t 5:52 ق.ظ
شاهرخ کامنتی برای خودش گذاشته بود که سریع هم آن را پاک کرد. نوشته بود که از آدرس ایمیل هایی که در اوت لوک من است استفاده نکردم و امانت دار هستم اما امروز من در آدرس ایمیل دیگرم نیز نامه ی تبلیغاتی شاهرخ را گرفتم که به زبانی التماس می کرد بیاید و به من سر بزنید.
مطمئن باش شاهرخ عزیز که مطالب را می خوانیم اما اهمیتی برای کامنت گذاشتن ندارد و سعی می کنیم پاسخمان را در جایی دیگر منتشر کنیم چون وبلاگ شما کاملا دیکتاتور مابانه است و همه چیز سانسور می شود. حتی کامنت های خودتان.
فوریه 22, 2007 در t 5:59 ق.ظ
شاهرخ رئیسی اول گفت آرشین همان آرشام است و الان حامد هم آرشام شده.
واقعا تا به حد. چه فکر می کنید؟
فوریه 22, 2007 در t 6:03 ق.ظ
الان باید سر کار بروم وقتی برگشتم پاسخ شما دوستان را خواهم داد
فوریه 22, 2007 در t 6:03 ق.ظ
حامد عزیز مرسی که به من خبر دادید. در وبلاگتان فضای خوبی را احساس میکنم و امیدوارم که همینطور با جنب و جوشی خوب وگرم به پیش بره و گفتگوهای سازنده ای را با همکاری همدیگر به پیش ببرید.
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان
رها
فوریه 22, 2007 در t 8:23 ق.ظ
سلام حامد
من این وبلاگ را بر عکس بقیه بلاگ ها خیلی دوست داشتم و امیدوارم که با موفقیت پیش بره. من مدام سر می زنم و سعی می کنم حضور فعالی داشته باشم
فوریه 22, 2007 در t 9:28 ق.ظ
سلام حامد جان خوبی؟منم یه ترنس هستم این مشکلا رو اکثر کسایی که می شناسم رو دارن می دونی تورو تو هدفت مصمم می بینم می دونی توبازم دستت بازتر از منه می دونی چرا؟چون سن تو بیشتر و تواجتماع واسه خودت جایی داری ولی من چی ببین تو می تونی رو من حساب کنی امیدوارم موفق باشی به منم سر بزن تورو هم لینک می کنم
فوریه 22, 2007 در t 10:59 ق.ظ
سلام
اول اینکه منم همیشه با اعداد سرو کار دارم و عاشق جواب بعد از مساوی.
بعد ، خوب همه می خواهیم شروع کنیم ولی از کجا و چه طوری؟
خوشحالم که به این وب اومدم
فوریه 22, 2007 در t 11:49 ق.ظ
سلام حامد جان.
امیدوارم هر چه زودتر هممون سرو سامون بگیریم .البته این وبلاگها قسمت عمده ی این کار رو خواهند کرد.
موفق باشی.
فوریه 22, 2007 در t 12:28 ب.ظ
من هم مثل بقیه بچه ها از ایجاد این وبسایت خیلی خوشحالم و احساس می کنم که مشکلات همگی ما با مشورت و با هم بودن حل میشه. فقط حامد جان باید بگی که چطوری باید شروع کنیم. ما حاضریم.
فوریه 22, 2007 در t 1:35 ب.ظ
lotfan hamed jan be kamntha pasokh nadahid, magar inke az shoma soali shavad.injori bahs behtar pish mire
movafagh bashi
فوریه 22, 2007 در t 2:00 ب.ظ
درود بر شما
من به نوبه خودم از شما تشکر م یکنم که اجازه میدید که آزاد و راحت بدون هیچ فیلتری نظر بدیم
موفق باشید
ما همگیمون سعی می کنیم که همه چیز درست بشه
فوریه 22, 2007 در t 2:03 ب.ظ
سلام دوست عزيز
خوشحال هستم كه ميتوني وقت بذاري و بنويسي. اميدوارم روحيهاي كه داري به همين صورت تازه بمونه. كمك خواستي ما هستيم
فوریه 22, 2007 در t 2:41 ب.ظ
hi, man lesbian nistam, nemidonam ke mishe enga nazar bedam ya na. webloghaye shoma ro khondam baram jaleb bod makhsosan oon harfhaye agha shahrokh, kole khandidam. chera entore ba ham mekoned; bade dast bardared az en kara. ama webloge to ye joraee aroom o delneshine.
فوریه 22, 2007 در t 2:44 ب.ظ
man arshin o shahrokh ra peyda kardam, site arsham ro nadidam, mishe begid kojast, bayad didane bashe une ke in hame saresh davast. mamnun
فوریه 22, 2007 در t 6:11 ب.ظ
حامد عزیز میبینم که وبلاگ شما در مسیره خوبی در حرکت است و هر روز دوستان بیشتری در آن برای تبادل افکار و همفکری در مورده “چه باید کرد ؟” حضور پیدا میکنند و سکوت هر چه بیشتر شکسته میشود. سکوت و در خلوت خانه خود فرو رفتن و زانوی غم و عزاداری به بغل گرفتن هیچ وقت راه گشای مشکلات نبوده. بلکه به تحرک در آمدن به شکل گفتگو ، دادن نظرها و پیشنهادها و از همه مهمتر به خود شانس تفکر کردن را دادن میتواند به برداشتن مشکلات یکی بعد از دیگری از سره راه و صیقل و شکل دادن هر چه بیشتر در ساختارها و قالبهای مشخصتر همراه باشفافیت به موفقیت راه کمک میکند.
دلیل باز کردن وبلاگ من این بود که احساس یک فضای غمگین و ناخوشایند را کردم به خصوص بعد از خواندن مطلب وبلاگ ” رقیب”. حقیقت دلم خیلی گرفت به خصوص برای روحیه دوستان جوان که در ایران هستند و فکر کردم که شاید بتوانم از این طریق جنب و جوشی دیگر در بین دوستان راه بیفتد و از سکوت درایند و فضای دعواهای مخرب کننده جای خود را به مباحث سازنده دهد.
با وجوده وبلاگ خوب شما و اینکه آن هدفی را که من داشتم در وبلاگ شما به خوبی حس میکنم، دیگر احتیاجی به ادامه وبلاگ خود نمیبینم و برای تمرکز کردن افکار در یک محل و همچنین راحتتر کردن کاره خوانندگان تا چند وقت دیگر وبلاگی را که مدت کوتاهیست درست کردم میبندم. و امیدوارم که در راهتان همراه با همدیگر به نتایج خوب و مثبتی در فضای سالمی همچنان برسید.
رها
فوریه 22, 2007 در t 8:22 ب.ظ
با سلام . دوست عزیز حامد . امیدوارم همیشه موفق باشی . وبلاگت هم پرمحتوا و جالب هست . بیشتر بهت سر میزنم
فوریه 23, 2007 در t 1:11 ق.ظ
سلام دوست عزيز … در اين آشفته بازار حق بدهيد اگر به نام و آدرس هايي که داده ايد و همچنين ادعايتان مبني بر اينکه کامنت ها چک مي شود که از طرف کيست شک بکنيم … به هر حال همه اين حرف ها مي تواند سياه بازي باشد … قصد توهين ندارم اما اينجا جامعه مجازي است … ترجيح داده ام تا به امروز که دخالتي نداشته باشم … اما يک نکته را بايد بگويم و آن اينکه به دليل مجازي بودن و احتمال اينکه هر فرد با اسم ها و رسم هاي مختلف حرف بزند براي خودم نه تنها تعدد حرف هايي که له يا عليه کسي نوشته مي شود را ملاک نمي دانم که به شک هم مي افتم … ممنون از اينکه با کامنتتان مرا هم در جريان اين وبلاگ قرار داديد اما به دليل اينکه به نظر من زيادي شکاک هستم ، خودم را از اين بازي معاف مي کنم … با آرزوي موفقيت همه دوستاني که در راه بهتر شدن وضعيت دگرباشان جنسي تلاش مي کنند و با احترام … پسر قبيله
فوریه 23, 2007 در t 1:17 ق.ظ
سلام
روی من هم حساب باز کنید
هر طوری که بتونم کمک می کنم
فوریه 23, 2007 در t 1:24 ق.ظ
من واقعا نمی دونم چرا این چند دستگی ایجاد شده مگه ما چند نفریم که باید اینطوری بشه به خدا نمی دونم
سعی کنیم همه با هم این جریان رو ختم به خیر کنیم
من هم هستم
فوریه 23, 2007 در t 6:08 ق.ظ
آقای رئیسی نظر مرا از وبلگ خود حذف فرمودند به ناچار مجبور به انعکاس نظرم در وبلگ خود شدم لطفا سر بزنید و نظر بدید.
فوریه 23, 2007 در t 8:06 ق.ظ
من این وبلاگ را قبول ندارم. حامد نوشته همه کامنتها را تایید می کنه و فقط اگر کسی با اسامی متعدد بیاد و کامنت بگذاره او می فهمه و این جور کامنتها را تایید نمی کنه. اما خوب حامد جان کمی زرنگ تشریف دارند. چون اگر حامد آرشام باشه و رضا و رها و شاید یکی دو نفر دیگه هم که اسمشون را نمیارم آرشام باشند می تونند خیلی راحت بیان و کامنت بگذارن و همه هم تایید شوند. حامد می فهمه همه اینها یک نفرند اما خوب این اوست که تصمیم می گیره که چه کامنتهائی را تایید کنه. اما اگر من یا شاهرخ یا آرشین با دو تا اسم مختلف کامنت بگذاریم فقط یکی از اسامی را تایید می کنه. عزیزم خیلی زرنگی. من فقط همین یک کامنت را می گذارم هر کدومتون هم خواستید هر چی خواستید به من بگید، حتی می تونید بگید من هم مثل شاهرخ روانپریش شده ام، باشه قبوله. شماها همتون عاقلید ما دیوانه ایم. اما من به هیچ عنوان این وبلاگ را به رسمیت نمی شناسم. رها جان علت اینکه جنابعالی وبلاگت را تعطیل می کنی اینه که به اسم حامد وبلاگ زده ای، چون با این اسم بهتر می شه وبلاگ بی طرف زد تا با اسم رها، ضمنا من فکر می کنم که واقعا جای تأسف است که ما همجنسگراها به جای اینکه وقتمان را صرف رسیدگی به امور یکدیگر کنیم به این جور بحث ها می پردازیم. من که دیگه خودم را می کشم کنار و فقط و فقط به فعالیتهایم جهت آگاهی رسانی عمومی و کمک به همنوعان می پردازم. بدرود بر همه شما.
فوریه 23, 2007 در t 9:04 ق.ظ
لزبین خانم
کجا نوشته که کامنت تایید می کنه؟ من که ندیدم
فوریه 23, 2007 در t 11:04 ق.ظ
این یک کامنت را هم می گذارم چون نوشته بودم تایید می کنه. اشتباه کردم، گفته مشخص خواهد شد که چه کسانی با اسامی متعدد کامنت می گذارند. بله برای ایشون مشخص خواهد شد که مثلا من با سه اسم کامنت گذاشته ام اما اگر خودش بیاد با ده تا اسم کامنت بگذاره فقط خودش که صاحب وبلاگه می فهمه و می تونه اعلام کنه فلانی با ده تا اسم از فلانی دفاع نکن اما خودش با ده تا اسم می تونه از بهمانی دفاع کنه. البه ممکن هم هست به کسی نگه که فلانی با ده تا اسم کامنت گذاشته. من نمی دونم چه نصمیمی در این مورد داره. به هر حال من فقط و فقط به خاطر این اشتباهم باز کامنت گذاشتم. خداحافظ همگی. من ترجیح می دهم وقتم را با این چیزها تلف نکنم. ذهنم را درگیر این مسائل نکنم. اینهمه وبلاگ می سازید و وقت میگذارید در مورد ده تا ارشام و ده تا شاهرخ بحث کنید؟ بهتره همین وقت را صرف کنید و به درد دل همجنسگراها گوش بدید و به فکر کمک به آنها باشید. من این بهونه را هم قبول ندارم که ما داریم مشکلاتمان را حل می کنیم تا به همین هدف برسیم. به نظر من این مشکل ایجاد شده اینقدر ارزش نداره که لااقل من به خاطرش وقتم را اینطوری تلف کنم. آرشام فلان کار را می کنه؟ خوب چی کار کنم، همینیه که هست. ده بار نظرمون را دادیم اگر خواست رویه اش را عوض کنه می کنه و اگر هم شاهرخ اشتباه می گه که هیچ چی. در مورد شاهرخ هم همینطور به او هم ده بار گفتیم، اگر خواست رویه اش را عوض کنه می کنه و اگر هم باز آرشام اشتباه می گه که هیچ چی. من هنوز هم با هر دوشون دوستم. و البته متاسفم که بخشی از این انرژی اینگونه داره هدر می ره. اما من کسی نیستم که حرف بزنم و عمل نکنم. ترجیح می دهم به کار خودم ادامه بدهم. وابسته به هیچ کس هم نیستم. من فقط خودم هستم و خودم. دختر لزبین که گاهی مطلب می نویسه و تبلیغ می کنه. همه عناوین و سمت ها و دارائیها هم مال خودتون. این وسط از همه عاقلتر واراند بود که من بهش می گم واراند جان کار درست را تو کردی. اما من هم گاهی واقعا دلم نمی خواست ساکت بنشینم تا هر کس هر چی دلش می خواد بگه. اما از این به بعد هر کس هر چی دلش می خواد بگه. یک حرف را صد بار که نمی زنند. شما راه خودتان را برید، من هم راه خودم را می رم. دیگه اگر باز هم یک چیز را اشتباه گفته باشم کامنت نمی گذارم. اما فقط از نظر نوشتاری اشتباه نوشته بودم و باطن نظرم درست بود و هنوز هم بهش اعتقاد دارم. برای همگی آرزوی موفقیت دارم. بدرود.
فوریه 23, 2007 در t 10:03 ب.ظ
حامد عزیز من شما را بسیار تحسین میکنم. نه فقط به این خاطر که توانستید با یک قدم جمع زیادی از وبلاگ نویسان و دیگر دوستان را به دوره هم جمع کنید بلکه با این خیالات ” دختره لزبین” از قدرتهای جادوی نیز بر خوردار هستید. با این حساب شما در یک زمان میتوانید در دو قاره مختلف دنیا حضور داشته باشید. هم من که یک خانم هستم باشید و هم خودتان که یک آقا هستید باشید. خوب بود این خانم” دختره لزبین” قبل از این همه خیال پردازی یک بار به آدرس ایمیل شما که در آخر به com ختم میشود و مربوط به قاره آسیا و آمریکا است و به آخر آدرس ایمیل من که به de ختم میشود و مربوط به اروپا است توجهی میکرد و سعی نمیکرد که مشکل توهم خود را به دیگران انتقال دهد. باری خیال پردازی و توهم مرزی بی انتها دارد. گاهی هم بسیار خنده دار میشود.
من وبلاگم را بستم به این دلیل که با وجود وب شما دیگر نیازی به بودن آن وب نبود، این را قبلا هم نوشتم. دلیل مهم دیگر وجود مشغله های زیاد شغلی، تحصیلی و شخصی است که وقت اداره آن وب را نداشتم. این مدتی هم که توانستم چند کامنتی در وبلاگ آرشین بگذارم محدود بود و ایم کامنت را هم برای دیگر دوستان و از بین بردن این شبهه به ادعای این خانم گذاشتم. این تنها کاریست که میتوانم بکنم . مسئولیت تصوراتی را که دیگران برای خودشان پیدا میکنند و یا درست میکنند من نمیتوانم به عهده بگیرم.
همچنان موفق و پایدار باشید
فوریه 24, 2007 در t 12:52 ق.ظ
رها جان این یکی از دست آوردهای شاهرخ مابی است که همه به همه شک کردند. فردا من تصمیم دارم به خودم شک کنم شاید من جورج بوش باشم و خودم خبر ندارم.
رها خانم دختر لزبین دروغ نگفته است از کجا معلوم شما آقای احمدی نژاد نیستید؟
کاش ابالفضل را قبول داشتم و می گفتم به ابالفضل روزگار غداری ایست یا اینکه از حضرت شاهرخ شاه شاهان ایرانی که تخت ریاست خود را در سرزمین کفر بنا نهاده اند سخنم را با “ای نازنین…” خاتمه می دادم.
فوریه 24, 2007 در t 12:55 ق.ظ
پسر قبیله شک که مال همه است و توفیقات حضرت اوهیت و نماینده عدالت گستر بر حقشان رئیس والا که وبلاگشان را مزین به ترازوی عدل نموده اند.
امروز چرا اینقدر کلمات عجیب و غریب استفاده می کنم نمی دانم شاید شاهرخ شده باشم و در ناآگاهیم.
به من بگویید اگر شاهرخم.
فوریه 24, 2007 در t 1:29 ق.ظ
این کامنت به درخواست رضا (نویسنده کامنت) پاک شد
فوریه 24, 2007 در t 1:30 ق.ظ
این کامنت به درخواست رضا (نویسنده کامنت) پاک شد
فوریه 24, 2007 در t 1:46 ق.ظ
این کامنت به درخواست رضا (نویسنده کامنت) پاک شد
فوریه 24, 2007 در t 1:59 ق.ظ
دوستان
این چند کامنت بالا را تنها به این هدف نوشتم که بفهمیم زبان نیش دار و زبان آرام و منطقی چقدر با هم متفاوت است. ما نباید با این دعوا کردن ها همدیگر را بکشیم. همه ما می توانیم مهربان و یا خشن، منطقی و یا غیر منطقی باشیم. مهم اینجاست که کدامین را انتخاب کنیم.
امیدوارم که توانسته باشم زشتی این طعنه زدن ها را آشکار کنم و از همه می خواهم که کار زشت نکنیم و با آرامی بحث به معنای واقعی کلمه داشته باشیم.
فوریه 24, 2007 در t 2:14 ق.ظ
رضا جان خواهش می کنم از حامد خواهش کنید کامنت مربوط به مجله ی Bild را بردارد. اگر لازم باشد توضیح می دهم، وگر نه همینقدر، لطفا خواهش کنید آن کامنت را پاک کنند. ممنونم. ساقی قهرمان
فوریه 24, 2007 در t 2:16 ق.ظ
ببخشید، من واقعاً فکر کردم این شوخی جدی بوده.
فوریه 24, 2007 در t 3:23 ق.ظ
سلام
ممنون از ساقی عزیز به خاطر کامنتش.
منظور من همانطور که قبلا هم نوشتم فقط نشان دادن زشتی لحن بد و تمسخر آمیز بوده و معمولا سعی دارم که جانب عدالت را داشته باشم البته در حد توان حقیرم.
من از کامنت ساقی عزیز اینطور استنباط می کنم که به من هشدار داده است با تکیه بر منطق پیش روم و از رویه تمسخر کردن که در زشت بودن آن شکی نیست حتی برای نشان دادن زشتی آن استفاده نکنم. قبول دارم کار زشت زشت است حتی نباید آن را برای نشان دادن زشتی خودش به کار برد.
ممنونم ساقی عزیز و ما به وجود شما افتخار می کنیم.
حامد جان ممکن است خواهش کنم که کامنت های مربوط به مجله Bild را پاک کنی؟
فوریه 24, 2007 در t 7:29 ق.ظ
اینجا گفتین که نظر بدیم که چکار کنیم اما همه دارن می نویسن که ما هم هستیم. خوب یکی یک پیشنهادی بده. من از خودم شروع می کنم که چیکارا بکنیم خوبه.
به نظر من باید اول از همه کاملا بی طرف باشیم که فکر میکنم حامد اینطوریه و من تا حالا که چیزی ندیدم. اما هر وقت دیدم میگم.
اول باید به همه بچه ها بگم که با هم دعوا نکنین ما می خوایم مشکل حل بشه نه مشکل درست بشه.
بعدش به نظر من باید اگر انتقادی وچود داشته باشه پیشنهادی هم باشه. همیشه رو صندوق ها نوشته شده انتقادات و پیشنهادات خوب پس بهتره دو تاش با هم باشه.
هر کسی که انتقادی داره باید پیشنهاد هم بده
نظرتون چیه؟
فوریه 24, 2007 در t 6:32 ب.ظ
واقعا که آتش بیار معرکه شدی
فوریه 24, 2007 در t 6:34 ب.ظ
ارشام این همه زحمت می کشه که شما در اقصا نقاط ایران به راحتی هر جوری دلتون می خواد بدید نه اینکه وبلاگ باز کنید و تفرقه پرراکنی کنید
فوریه 24, 2007 در t 8:04 ب.ظ
آدرس را از کامنت شما در وبلاگم ديدم. با پسر قبيله هم عقيده هستم .در دنيای مجازی نه به تعريف التفاطی بايد کرد نه از تخريب باکی داشته باشی. من هم به رسم احترام به کامنت شما سری زدم. از این به بعد هيچ کامنتی از طرف من برای این وبلاگ گذاشته نخواهد شد. موفق باشيد
فوریه 25, 2007 در t 12:26 ق.ظ
آقای شاهرخ
به دلیل اینکه آدرس سایت شما در متن من لینک داده شده است و ارسال آن در اینجا ضرورتی نداشت. کامنت شما حذف شد
فوریه 25, 2007 در t 1:43 ق.ظ
hamed jon salam emshab to 1 weblog didam neveshte ke shoma hamon aga arsham hastid age injor bashe ke bazam dorod agram eshtebah gofte khodetono dost daram . 1 gelegi ham daram shoma 1 hafte nist shoro be kar kardoid vali dar list khane honar darj shodid man 4 haftast minvisam vali hanoz weblog man to list naiomade . lotfan age dar ertebati esme weblog manm ezafe kon . harhafte be in omid ta jome mishenim ke esme man ezafe beshe va shanbe naomid misham hamed jon yadet nare ha mer30
فوریه 25, 2007 در t 1:16 ب.ظ
یک خبر تازه دارم. آرشام باز وبلاگ خودش را باز کرد و ما را خوشحال کرد. امیدوارم که مشکلاتش بر طرف شده باشد. اسم و عنوان بسیار جالبی دارد. حتما ببینید.
http://www.folani.wordpress.com
آقای رئیسی، این واقعا خود آرشام است چون برای من ایمیل زد و آدرس جدیدش را گفت. البته امیدوارم نگویید این وبلاگ متعلق به شخص دیگری است و توطئه ای پشت آن است.
فوریه 26, 2007 در t 6:21 ب.ظ
سلام
امیدوارم به هدفی که می خوای برسی.
موفق باشی.
فوریه 26, 2007 در t 11:41 ب.ظ
کامنت افشین بنا به درخواست خودش برداشته شد.
مارس 4, 2007 در t 3:24 ق.ظ
http://www.reza-k.blogsky.com/?PostID=130
مارس 5, 2007 در t 9:18 ق.ظ
سلام
من از طریق سایت یکی از دوستام با وبلاگ شما آشنا شدم . راستش نه آرشین رو میشناسم و نه شاهرخ و آرشام و … رو! و همچنین از هدفشون هم خبر ندارم اگه به من توضیح بدید ممنون میشم که چرا همه گفتن هستیم . این هستیم یعنی چی؟
مسائلی هم که شما در مورد اون صحبت کردید به نظر من همیشه بوده و هست و شدت و ضعف داره و اگه ما خودمون خودمونو باور کنیم فکر نمی کنم که مشکلی پیش بیاد.
مارس 5, 2007 در t 3:56 ب.ظ
حامد کجای ؟ همه را اینجا جمع کردی ولی از خودت خبری نیست !!
) سخنان عالی خانم محترم نیاز سلیمی در نشریه چراغ را خواندید ؟ مصاحبه امیر هم بسیار جالب بود.
مارس 6, 2007 در t 2:26 ق.ظ
salam doost aziz hamed jan
mamnoon va moteshaker ke in webloge ro rah endakhti
man vaghean daram megam ta hala fekeri nakardam ke che kari man metoonma bokonam
man tanha fekeri ke bezehnam resid in bood ke az iran farar koonma
vali omadam inj av adidam ke ma to iran khali eshtebah dashtim va doost hay gayenmon ham hamintor moteasefane gay ha to iaran khali havas baz shoodan ( na hame
shoon ) albate ghasde tohin nadaram ha vali man allan america hastam va ravabet ro
mibinam inja gay ha hata agar baham sex nadashte bashan va ya typ ham nabashan
enghadar beham ehteram mezaran va be ham komak mekoonan ke nagoo vali vaghean
to iran chand darsad az dostaye gay ma hazeran be ye gay koomak koonan
man ke nadidam taze on hese khale zanakishon ham gol mekone va zer ab hamo han
mezanan pass be nazare man
avali kari ke metonim bokonim ine ke beshinim va khoob feker konim
ke ma az zendegi moon chi mekhayem va gay life to zendegi ma che mani mede
lotfan khoob feker konid doostan aziz
مارس 6, 2007 در t 5:36 ب.ظ
سلام چیه شده همه ساکت شدین؟ من نامه خانم سلیمی و مصاحبه با امیر رو توی چراغ خوندم. شما هم حتمن گرفنتین. چرا حرف نمی زنین؟
مارس 6, 2007 در t 10:20 ب.ظ
http://aboutpglo.wordpress.de/
مارس 7, 2007 در t 1:29 ق.ظ
بعد از مدت ها سلام. امیدوار بودم که دیگر مجبور به کامنت گذاشتن نشئم اما تنها به دلیل احترام به اموات که مدام بدنشان بر اثر آوردن نام و نقل قولشان در گور به لرزه می افتد چند کلمه ای می نویسم تا تسکینی باشد برای روح پریشانشان.
دوستانی که دست از دنیا شسته اید، فیلسوفان، منتقدان، هنرمندان، متفکران، من به عنوان یک همجنسخواه ایرانی از شما عذر می خواهم که گاهی از سخنان شما (که جایگاهش در دانشگاه ها و مراکز روشنفکری است و باید برای رشد جامعه از آن بهره برده شود) برای اهداف شخصی و سرپوش گزاری ها استفاده می شود. من شرمنده ام و امیدوارم به بزرگواری خود ببخشید.
نشریه چراغ را خواندم و بسیار گویا بود و حس کردم چقدر دنیا کوچک است و فاصله اعتبار و بی اعتباری به یک تار موی است و چند کلمه پس و پیش.
من که نقطه مبهمی حس نمی کنم (البته از فبل هم حس نمی کردم اما دنبال کردن بد نیست). همیشه در درس متون ضعف داشتم اما این متن آنقدر واضح بود که حس می کنم باید دوباره آن واحد را انتخاب کنم